تبليغاتX
کافه ژورنال

کافه ژورنال

خبرگزاری کار ایران - ایلنا - رفع فیلتر شد .

ایسنا : با حكم شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران، خبرگزاري ايلنا رفع فيلتر شد.

مسعود حيدري، مدير عامل سابق ايلنا در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام خبر رفع فيلتر اين خبرگزاري، عنوان كرد: امروز صبح رفع فيلترينگ خبرگزاري كار ايران (ايلنا) ابلاغ شده است.

وي در خصوص اين‌كه چه زماني اين خبرگزاري فعاليت خود را آغاز خواهد كرد؟ گفت: موسسان و هيات مديره بايد در اين زمينه تصميم بگيرند. فعلا رفع فيلتر شدن آن صادر شده و نامه‌ي آن به شركت ديتا نوشته شده كه يكي – دو روز مراحل اداري آن طول خواهد كشيد و از آن به بعد هم بايد خود مجموعه تصميم بگيرد كه چه كار كنند.

بعد از مدتها این خبر خوشی بود که در ایسنا دیدم . امیدوارم ایلنا با همان مشی حرفه ای گذشته کارش را دوباره شروع کند .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:47  توسط محمد ناظری  | 

لابد شما براي خود ارزش قائل هستيد و ما خير ، اما من غير از شعور براي چيزهاي ديگري هم ارزش قائلم . غير از اينها تعهداتي هم احساس مي كنم ، تعهد نسبت به نسل آينده و كشورم چراكه هر نسل در دستاوردهاي نسل پيشين زندگي مي كند . انسان بايد گاهي بر اساس تعهدي كه احساس مي كند، به خاطر آرمان هايش و به خاطر آنچه ارزش مي داند فداكاري كند و گاهي به قول شما شعورش را زير پا احساس كند . من اسم اين را فداكاري مي گذارم هر چند شما تحقيرم كنيد .

من زنده ام و زنده خواهم ماند همانطور كه اصلاحات زنده است و زنده خواهد ماند و به شما هم توصيه مي كنم خود را از اين مردگي برهانيد.

در مورد جوابي كه شما در مورد بند4 نامه پيشين داده ايد-ببخشید حبس هایی را که شما در اوین بخاطر اصلاحات کشیده اید فراموش کردم!- ؛ من ادعاي حبس در اوين براي اصلاحات نكرده ام –هرچند اگر لازم باشد اين هزينه را هم به جان مي خرم- حتي از آنچه در راه اصلاحات انجام داده ام  نگفته ام چرا كه هر چه كرده ام از سر اعتقاد بوده است . اما آقاي حسين صادقي همراهي با اصلاحات الزاما به معناي حبس در اوين نيست مشكل شما اينجاست كه احتمالن هنوز با مفهوم مشاركت سياسي آشنا نيستيد و يا آشنا هستيد و باز هم با قرض ورزي از اين جمله تمسخر آميز استفاده كرده ايد ولي اي كاش به جاي نفي ، توهين و تحقير ديگران نمونه اي از مشاركت سياسي و همراهي با اصلاحات مي گفتيد . من نقد كرده ام و اين جواب نقد من نبود.

در مورد جواب شما به بند 5 نامه پيشين ؛ فراموش نكنيد كه من از كلمه بي دقتي استفاده كرده ام و نه ساده لوحانه و هرگز چنين جسارتي به هيچ كس نمي كنم ، چه رسد به رفيق شفيقي كه در دنياي مجازي با او ديالوگ برقرار كرده ام.

يكي از اصول آزاديخواهي اينست كه حتي آزادي را به كسي به زور تحميل نكنيد .اين 30 درصد از مردم ايران كه به دليل داشتن اعتقادات مذهبي و به دليل عوام فريبي هاي حاكميت به نظر شما به لحاظ ايدئولوژيك با حاكميت هم پوشاني دارند ، انسان هستند و حق انتخاب دارند و از اين مرز كه ايران ميناميمش سهم دارند . اصلاح طلبان در چند ساله اخير به اين واقعيت پي برده اند كه  در  جامعه اگر در اقليت نيستند در اكثريت هم نيستند . و بايد سعي كنند در يك پروسه طولاني مردم بيشتري را با خود همراه كنند تا در نهايت ساختار قدرت در ايران اصلاح شود .

در پاسخ بند هفتم گفته ايد : "من منفعل(!) امید شما فعال سیاسی اجتماعی را می ستایم. " چرا علامت تعجب ؟ من اگر مي گويم شما منفعل هستيد ، دليل دارم  و مي گويم هيچ مشاركت سياسي و اجتماعي –غير از همان مربع ها- از خود نشان نداده ايد. بهتر بود به جاي بكار بردن لحن تمسخر آميز بنده را روشن كنيد . من نقد كردم و باز هم اين جواب نقد من نبود .

"پس حضور در حاکمیتی چنین- با این ارزشی که برای افکار عمومیش قائل است !- با وجود شعار ها و ارزش های انسانی مطرح شده توسط اصلاح طلبانی که" هدفشان در سياست ورزي صرفا رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است" ،در نوع خودش بی نظیر است. " اصلاح طلبان بار ها دلايل حضور خود را در حاكميت شرح داده اند ، اين بار هم من مي گويم :  حفظ نظام اگر چه در خيال اقتدارگرايان به كار بسط قدرت مي آيد اما براي آزادي خواهان به كار بسط آزادي ها مي آيد ما اعتقاد به انقلاب نداريم و به رفرم معتقديم ، رفرم و اصلاح هم مختصاتي دارد . اگر با رفرم مخالف هستيد بگوئيد تا روند بحث را تغيير دهيم .

ايجاد تشكيلات تنها به معناي خط دهي به ديگران نيست . حزب بيشتر به كار سازماندهي افكار همسو مي آيد . همين تحزب گريزي كه گريبان شما را هم گرفته يكي از مشكلات فرهنگي جامعه ماست .

البته من هم نگفتم كه شما آنفولانزاي اصلاحات هستيد . در واقع ترس من اينست كه خود شما با اين همه نقد نسبت به اصلاحات وقتي با تشكيلات- و يا حتا بدون تشكيلات -  وارد عرصه شديد با ديدن شرايط آنچنان دچار محافظه كاري شويد كه رحمت خدا بر اعتماد ملي .

مطمئن باشيد كه هيچ اصلاح طلبي حاضر به دادن هزينه بيهوده نيست –با تاكيد بر روي كلمه بيهوده – من به واسطه اينكه موقعيت حقوقي ندارم مي توانم فجايع سال 67 را محكوم كنم ، اما اگر يك چهره حقوقي داشته باشم در حال حاضر گفتن از فجايع 67 قطعن برايم هزينه دارد و دردي هم از مردم و خودم دوا نمي كند و اگر يادتان باشد آن موقع كه امكانش بود همين اصلاح طلبان بودند كه قتل هاي زنجيره اي را مطرح كردند خاتمه اش دادند و هزينه اش را هم سعيد حجاريان عزيز پرداخت .

گفته ايد : " همین بس که ذهن من به یاد نمی آرد اصلاح طلبانی که در لیست ها حضور داشتند در طول این سی ساله اعتراضی علنی و درخور نسبت به فجایع حقوق بشری صورت گرفته -نظیر آنچه در تابستان 67 صورت گرفت یا دستگیری دانشجویان،روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی و سیاسی و رفتارهای صورت گرفته در زندان ها نسبت به آنان در این سال ها - کرده باشند.لابد از ترس رد صلاحیت! " اگر اشتباه نكنم اين روز نامه نگاران و فعالين اجتماعي و سياسي نظير زندان رفتن هاي محمد قوچاني ، عماد الدين باقي و شمس الواعظين ، دادگاه هاي مكرر و احكام صادر شده براي بورقاني عزيز (روحش شاد ) ، رمضان زاده ، تاج زاده ، آرمين ، محمد رضا خاتمي و كتك خوردن هاي بهزاد نبوي و ... -كه الان حضور ذهن ندارم- همه اصلاح طلب اند و همه هم رد صلاحيت شده اند .

پ ن 1: حاضر به هرگونه بحث مناظره و يا برقراري ديالوگ هستم ، اما از پاسخ به نامه هايي اينگونه با لحني غير علمي ، غير منطقي و گاه توهين و تمسخر آميز خود داري خواهم كرد .

پ ن 2 : وجدانم آسوده است كه تا كنون كم كاري نكرده ام و در سه جبهه فعال هستم :1 – جبهه اصلي يعني مبارزه با تحجر ، اقتدار گرايي و تلاش براي آزادي ، 2- دفاع از اصلاحات در برابر كساني كه در مقابل ظلم و جوري كه اقتدارگرايان سخت بر آنها وارد مي كنند سخت مشغول تخطئه اصلاحات هستند گويي كه دشمنشان اصلاحات است ، 3- تلاش براي منزوي كردن و تصفيه كردن اصلاحات از فرصت طلبان و سودجوياني كه مثل بختك به جان اصلاحات افتاده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:28  توسط محمد ناظری  | 

باز هم جوابیه حسین صادقی برای مطلب محمد. هر چند ادبیات آن را کمی توهین آمیز می دانم اما ... حرف های من باشد برای بعد

------------------------------------------------------------------------------------------------

۱. "برگزاري چنين انتخاباتي توهين به شعور همه است و نه صرفن شما"

 آن هایی که برای شعور خود ارزش قائلند البته !

2. "شما مي خواهيد از ترس مرگ خودكشي كنيد ، اينكه " شايد كساني كه از طرف ما به مجلس را پيدا مي كنند نتوانند كاري انجام دهند پس ما هم به آنها راي ندهيم " چيزي غير از خودكشي از ترس مرگ نيست ."

برادر امثال من مدتهاست که مرده ایم خود خبر نداریم.

3." از زمان آغاز به كار ائتلاف اصلاح طلبان عزم بر تشكيل اقليتي قوي در مجلس هشتم جزم شده بود . اين اقليت شايد – با تاكيد بر روي شايد – نتواند لايحه اي تصويب كند اما مي تواند از تصويب لوايحي جلوگيري كند از جمله تصويب لايحه حقوق خانواده . از طرفي راي اعتماد به كابينه دولت دهم را هم فراموش نكنيد ."

 ان شاالله !

4. "اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني در دولت اصلاحات كه تجربه جنابعاليست ، به حداكثري بودن خواسته هاي شما از اصلاحاتي باز مي گردد كه هرگز با آ» همراه نبوده ايد و همراهي شما با اصلاحات البته به ظن خودتان سالي يكبار خرج يكي از مربع هاي صفحه آخر شناسنامه است كه آن هم هميشه سيل انبوهي از خواسته ها و طلبكاري ها را براي اصلاحات در برداشته است"

ببخشید حبس هایی را که شما در او ین بخاطر اصلاحات کشیده اید فراموش کردم!

ای کاش در همان دوره ی اصلاحات  سفری به یکی از کشورهای اروپایی می کردید تا تجربه ای ملموس داشتید بجای چشم به "بازگشايي سفارتخانه هاي كشور هاي اروپايي" داشتن.و باز بد نبود در همان دوره برخورد کارکنان سفارتخانه ها ی اروپایی باز گشایی شده را می دید.

5." اما جنابعالي و طيفي كه به آن نزديك هستيد به دلايل نا معلوم نظرات خود را تيز بينانه و نظرات ديگران را ساده لوحانه مي دانيد . اما من فكر مي كنم شما در تحليلتان و جريان شناسي سياسي فعلي ايران كمي بي دقتي كرده ايد"

 من نه متعلق به طیفی هستم نه از بدنه ی جریانی!نه قصد تحلیل داشتم نه جریان شناسی سیاسی که نه سیاست دانم و نه سیاست مدار.من فقط یک شهروندم و آنچه نوشتم تنها تجربه و نظر شخصی بود هر چند ساده لوحانه.

"هدف كوتاه مدت اصلاح طلبان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است . اينكه سعي كنيم اكثريت مجلس اصولگراي ميانه باشند و نه راست وحشي خيري براي اصلاح طلبان ندارد اما براي كشور شراش كمتر است ."

خدا را شکر می گویم که در این مملکت همه ی دولتمردان  و مجلسیان و...تنها برای صوابش کار می کنند و قصد خدمت دارند!

6. "همه ما از همين ملت هستيم چه شما آقاي روشنفكر چه آن 30 درصدي كه مي فرمائيد جزء ملت به حساب نياوريدشان . آقاي حسين صادقي شما با همه فرهيختگيان در اين جايگاه نيستيد كه 30 درصد مردم را ناديده بگيريد . سئوال اينجاست كه آن روستايي بدبخت كه از سر اعتقاد شركت در انتخابات را وظيفه شرعي خود مي داند كجاي منافع اقتصادي اش با حاكميت هم پوشاني دارد ؟"

اولا بنده به هیچ عنوان خود را روشنفکر نمیدانم.ثانیا نمی دانم این سی درصدی که شما از ملت محسوب میکنید اصلا برای ملیت ارزش قائلند یا حداقل معنیش را می دانند!ثالثا دقت بفر مائید که بنده گفته ام هم پوشانی" ایدئولوژیک یا اقتصادی".آن" روستایی بدبخت" –که بنظر من بدبخت نیست-اگر به لحاظ اقتصادی با حاکمیت هم پوشانی ندارد بلحاظ ایدئولوژیک که دارد.از میزان مذهبی بودن روستائیان کمتر از هوای خوب روستا(!) بی خبر نیستیم.

7.باز یاداوری میکنم بنده تنها یک شهروندم و پیش از آن یک انسان که لا جرم توقعات انسانی  هم دارم.نه یک استراتژیست،نه یک هنرمند که" از انگشتانم هنر شره کند" !

"واقعيت اينست كه شما هيچ كنشي نداريد شما در موضع تحريم نيستيد ، شما صرفن منفعل هستيد . اصلاحات با تمامي ايرادها و كمبود هايش سعي  مي كند كنش داشته باشد حتا اگر كنش اش راه به جايي نبرد . من به عنوان يكي از افراد بدنه اصلاحات آنقدر براي انتخاب 50-60 كرسي قابل رقابت ، در انتخابات شركت مي كنم تا روزگاري كه هرچند هرگز نخواهم ديد ايرانيان براي انتخاب تمام كرسي ها در انتخابات شركت كنند ."

 من منفعل(!) امید شما فعال سیاسی اجتماعی را می ستایم.

8." فشار به حاكميت به وسيله افكار عمومي ابزاريست كه در حاكميتي با مختصات حاكميت ايران كاربرد ندارد."

پس حضور در حاکمیتی چنین- با این ارزشی که برای افکار عمومیش قائل است !- با وجود شعار ها و ارزش های انسانی مطرح شده توسط اصلاح طلبانی که" هدفشان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است" ،در نوع خودش بی نظیر است.

9." به شما و دوستانتان جسارتن پيشنهاد مي كنم اگر دغدغه داريد ، رفرميست هستيد و همتي و مقداري چيزهاي ديگر براي برداشتن قدمي داريد متشكل شويد و معطل مرغ بريان پلاستيكي اصلاحات كه تا به حال هيچ خيري به كسي نرسانده و سراسر ضعف و اشتباه و ... است ، نشويد اما وقتي ان شا الله وارد عرصه شديد مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد."

بنده و دوستانم-غیر از شما-اهل تشکیلات نیستیم.من شخصا و برای خودم تصمیم می گیرم و جرات و جسارت خط دادن به دیگران را ندارم .اما راجع به مرغ بریان پلاستیکی گمان کنم سوتفاهم شده،چرا که مراد من از این تعبیر این انتخابات(!) بود نه اصلاحات.

اما توصیه ی آخر را – "مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد"-  بد نیست به دوستان اصلاح طلب ائتلاف طلب خود نیز گوشزد کنید که آنفولانزا ی اصلاحات نه من و امثال من که خود بهتر میدانید چیست.

"هيچ نگراني يا عدم اعتماد نسبت به هيچ كدام از كساني كه به عنوان ليست ائتلاف اصلاح طلبان كانديدا شده اند ، وجود ندارد لطفن مشخص كنيد كه چرا  " شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که اصلاح طلب بمانند" "

همین بس که ذهن من به یاد نمی آرد اصلاح طلبانی که در لیست ها حضور داشتند در طول این سی ساله اعتراضی علنی و درخور نسبت به فجایع حقوق بشری صورت گرفته -نظیر آنچه در تابستان 67 صورت گرفت یا دستگیری دانشجویان،روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی و سیاسی و رفتارهای صورت گرفته در زندان ها نسبت به آنان در این سال ها - کرده باشند.لابد از ترس رد صلاحیت!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:27  توسط کمال صادقی  | 

از 102 کرسی قابل رقابت برای اصلاح طلبان در شهرهای مختلف 34 کرسی به طور قطعی در مرحله نخست انتخابات به اصلاح طلبان اختصاص یافته است . همچنین 15 نامزد مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان به مرحله دوم انتخابات راه یافته اند که با توجه به ترکیب نامزدهای راه یافته به مرحله دوم در این حوزه ها پیروزی این افراد از هم اکنون قطعی است.
به گزارش سایت بهارستان ایران - ارگان ائتلاف اصلاح طلبان - اسامی نامزدهای اصلاح طلب حائز اکثریت آرا به قرار زیر است
 مسعود پزشکیان از تبریز
سیروس ساز دار از مرند
اسدی از مشکین شهر
خالقی از خلخال
پور فاطمی از دشتی تنگستان
کد خدا پور از دشتستان
شهریاری و مرتضی صادقی از بجنورد
خباز از کاشمر
سجادیان از خواف و رشتخوار
دلاور از درگز
نصیری از زنجان
کواکبیان از سمنان
فروزش از زاهدان
ناصری  آبادی از کازرون
علیخانی از قزوین
طاهر خانی از تاکستان
اقبال محمدی از مریوان
بختیاری از بافت
هاشمیان از رفسنجان
امینی از کرمانشاه
حیدریان از سنقر
رستاد از دهدشت
نریمان از بابل
مقیمی از خمین
خزایی از اسد آباد
یعقوبی از بهار و کبودرآهنگ
سنایی از نهاوند
تابش از اردکان
مرادنیا از بیجار
خانمکانی از زرند
یوسف نژاد از ساری 
 همچنین برخي شايعات درباره ايجاد تغيير در تركيب نامزدهاي اصلاح‌طلب در تهران كه حائز اكثريت آرا شده‌اند، نگراني‌هايي را ميان نامزدها و هوادارانشان پديد آورده است. به گزارش بهارستان ايران، در حالي كه گفته مي‌شد در مرحله اول انتخاب 20 نفر از نامزدها در تهران به مجلس راه يافته‌اند كه قريب نيمي از آنان نامزدهاي فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان هستند. برخي شايعات مبني بر مهندسي انتخابات و قرار دادن نام برخي افراد به جاي نامزدهاي ائتلاف اصلاح‌طلبان نگراني‌هاي جدي را در ميان محافل اصلاح‌طلب دامن زده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 17:32  توسط کمال صادقی  | 

بهارستان هشتم: "براساس آخرين نتايج شمارش آرا در تهران قريب، 20 نفر از نامزدها در مرحله اول به مجلس راه مي‌يابند و تكليف باقي كرسي‌ها در مرحله دوم انتخابات روشن خواهد شد.
به گزارش بهارستان ايران، يك كارشناس وزارت كشور مستقر در ستاد انتخابات كشور اظهار داشت: براساس برخي گزارش‌هاي دريافتي از نتايج شمارش آرا، ورود قريب 20 نامزد حوزه انتخابيه تهران به مجلس در مرحله اول قطعي به نظر مي‌آيد كه حدود نيمي از آنها را اصلاح‌طلبان تشكيل مي‌دهند.
وي اضافه كرد: رقابت براي بقيه كرسي‌هاي حوزه انتخابيه تهران به مرحله دوم كشيده مي‌شود كه در آن مرحله نيز رقابت اصلي ميان نامزدهاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان و جبهه متحد اصولگرايان است."

بر اساس اخبار غیر رسمی شمارش آرا در مناطق ۱-۲-۳-۵-۶-۷-۹-۱۸-۱۹-۲۲ تهران و اسلامشهر به سود اصلاح طلبان بوده است.

آیا مجید انصاری رای اول تهران خواهد بود؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:32  توسط کمال صادقی  | 

تا این لحظه در حوزه هایی که شمارش آرا به پایان رسیده اصلاح طلب ها از ۱۰۲ کرسی که امکان رقابت داشتند در ۴۴ کرسی صاحب پیروزی شده اند. شماره آرا در تهران و بعضی حوزه های دیگر همچنان ادامه دارد. خبر به نقل از بهارستان هشتم

در اصفهان بنابر اخبار غیر رسمی تا این لحظه نتایج به قرار زیر است:

۱- کامران ۲-فولادگر ۳-اخوان ۴-ناصری ۵- مقتدایی ۶-پرورش ۷-کردآبادی

ظاهرا تندروهای حامی دولت همچون رهبر نتوانسته اند رای خوبی بیاورند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:11  توسط کمال صادقی  | 

آقاي حسين صادقي

۱- برگزاري چنين انتخاباتي توهين به شعور همه است و نه صرفن شما

۲- شما مي خواهيد از ترس مرگ خودكشي كنيد ، اينكه " شايد كساني كه از طرف ما به مجلس را پيدا مي كنند نتوانند كاري انجام دهند پس ما هم به آنها راي ندهيم " چيزي غير از خودكشي از ترس مرگ نيست .

۳- از زمان آغاز به كار ائتلاف اصلاح طلبان عزم بر تشكيل اقليتي قوي در مجلس هشتم جزم شده بود . اين اقليت شايد – با تاكيد بر روي شايد – نتواند لايحه اي تصويب كند اما مي تواند از تصويب لوايحي جلوگيري كند از جمله تصويب لايحه حقوق خانواده . از طرفي راي اعتماد به كابينه دولت دهم را هم فراموش نكنيد .

۴- آيا تا به حال تلويزيون و تريبون رهبري در اختيار اصلاح طلبان بوده ؟ يا در آينده اي نزديك و يا ميانه خواهد بود ؟ آيا چون تا اطلاع ثانوي چنين امكاني در اختيار ندارند بايد كركره را پائين بكشند ؟

اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني در دولت اصلاحات كه تجربه جنابعاليست ، به حداكثري بودن خواسته هاي شما از اصلاحاتي باز مي گردد كه هرگز با آ» همراه نبوده ايد و همراهي شما با اصلاحات البته به ظن خودتان سالي يكبار خرج يكي از مربع هاي صفحه آخر شناسنامه است كه آن هم هميشه سيل انبوهي از خواسته ها و طلبكاري ها را براي اصلاحات در برداشته است.

البته سن شما به آنجا قد نمي دهد كه وجه ايراني را قبل از دولت اصلاحات تجربه كرده باشيد ، اما احيانن اگر قرضي در كار نباشد به ياد خواهيد آورد بازگشايي سفارتخانه هاي كشور هاي اروپايي را در اوايل دولت هفتم و در نتيجه خروج ايران از انزواي بين المللي . و اگر اين را بياد نمي آوريد لا اقل وجه كنوني و وضعيت كنوني ايران در فضاي بين المللي را با آن دوره مقايسه كنيد .

۵- به عقيده من اقتدارگرايان در انتخابات مجلس هشتم قصد يك تصفيه اساسي داشتند حتي در ميان خودشان . راست وحشي مي خواهد يكه تاز مجلس هشتم باشد و ديكتاتور بلامنازع آينده ايران . ما قرار نبود حساب خاصي روي اصولگرايان باز كنيم اما مي توانستيم آن بخش از سنتي هاي جامعه را ترغيب كنيم كه مثلن به راست وحشي راي ندهند و يا براي راي آوردن ميانه رو ترهاي اصولگرا انرژي و نيروي انساني بدنه اصلاحات را هزينه كنيم . ( من از بدنه اصلاحات هستم و اگر شوراي ائتلاف وارد اين فاز مي شد هرگز ابايي نداشتم  و در اين مورد خاص منتقد شوراي ائتلاف در اصفهان هستم كه چرا به اندازه كافي در عرصه انتخابات فعال نبوده اند . ) اين معناي بر هم زدن بازي بود .  اما جنابعالي و طيفي كه به آن نزديك هستيد به دلايل نا معلوم نظرات خود را تيز بينانه و نظرات ديگران را ساده لوحانه مي دانيد . اما من فكر مي كنم شما در تحليلتان و جريان شناسي سياسي فعلي ايران كمي بي دقتي كرده ايد ، چرا كه اختلافات تئوريك ، نظري و عملي اصولگرايان را ناديده گرفته ايد و از همه مهمتر دعواي قدرت را . اصولگرايان اگرچه استخوان هم ديگر را دور نمي اندازند اما از سعيد ابوطالب دارند تا بادامچيان و البته بدتر از اين يكي محمد تقي رهبر و مرتضي آقا تهراني . نكته ديگر اينكه ، همان موتلفه ي بادامچيان هم چندان دلخوشي از دولت ندارد چرا كه در بسياري موارد منافع اش تامين نشده اما قبول دارم كه اينها همه زير پوستي است و در روي كار همه حامي دولت اند .پس مي بيني كه ساده لوحانه نيست .

هدف كوتاه مدت اصلاح طلبان در سياست ورزي صرفن رسيدن به قدرت نيست بلكه خير و منفعت كشور است . اينكه سعي كنيم اكثريت مجلس اصولگراي ميانه باشند و نه راست وحشي خيري براي اصلاح طلبان ندارد اما براي كشور شراش كمتر است .

۶- همه ما از همين ملت هستيم چه شما آقاي روشنفكر چه آن 30 درصدي كه مي فرمائيد جزء ملت به حساب نياوريدشان . آقاي حسين صادقي شما با همه فرهيختگيان در اين جايگاه نيستيد كه 30 درصد مردم را ناديده بگيريد . سئوال اينجاست كه آن روستايي بدبخت كه از سر اعتقاد شركت در انتخابات را وظيفه شرعي خود مي داند كجاي منافع اقتصادي اش با حاكميت هم پوشاني دارد ؟

۷- اگر منتقد اصلاحات هستيد كه استراتژي ندارد و كاري از دستش بر نمي آيد و خيري به كسي نمي رساند و ... ، مراقب باشيد خودتان دچار اين اشكالات نشويد و روزي مورد همين نقد ها قرار نگيريد مسئله آنقدر ها هم ساده نيست ، اتفاقن تحريم تلاش بسيار زيادي مي خواهد . تمام گناه ما اينست كه مي خواهيم در عرصه سياسي كشور كنش داشته باشيم و به همين گناه به همراهي با ديكتاتور و سازشكاري و ... متهم مي شويم . اينكه مردم به سبب عملكرد بد دولت در انتخابات شركت نمي كنند كه كنش شما نيست ، اين هنر از كداميك از انگشتان شما شره كرده است ؟ تحريم هم ستاد مي خواهد ، بيل بورد مي خواهد ، پوستر مي خواهد .اكثر به اصطلاح تحريمي ها به اين سبب تحريمي هستند كه مردم به خاطر ظلم حاكميت ، عدم حداقل رفاه و همه آن چيزهايي كه داريم لمس اش مي كنيم در انتخابات شركت نمي كنند . تحريمي هاي مدل ايراني فقط ژست تحريم مي گيرند . واقعيت اينست كه شما هيچ كنشي نداريد شما در موضع تحريم نيستيد ، شما صرفن منفعل هستيد . اصلاحات با تمامي ايرادها و كمبود هايش سعي  مي كند كنش داشته باشد حتا اگر كنش اش راه به جايي نبرد . من به عنوان يكي از افراد بدنه اصلاحات آنقدر براي انتخاب 50-60 كرسي قابل رقابت ، در انتخابات شركت مي كنم تا روزگاري كه هرچند هرگز نخواهم ديد ايرانيان براي انتخاب تمام كرسي ها در انتخابات شركت كنند .

۸- هرچند هم اكنون كه اين متن را مي نويسم جمعه از نيمروز گذشته است اما آزموده را آزمودن خطاست . فشار به حاكميت به وسيله افكار عمومي ابزاريست كه در حاكميتي با مختصات حاكميت ايران كاربرد ندارد.

۹- به شما و دوستانتان جسارتن پيشنهاد مي كنم اگر دغدغه داريد ، رفرميست هستيد و همتي و مقداري چيزهاي ديگر براي برداشتن قدمي داريد متشكل شويد و معطل مرغ بريان پلاستيكي اصلاحات كه تا به حال هيچ خيري به كسي نرسانده و سراسر ضعف و اشتباه و ... است ، نشويد اما وقتي ان شا الله وارد عرصه شديد مراقب باشيد مرغتان آنفولانزا نگيرد.

 

پ ن : هيچ نگراني يا عدم اعتماد نسبت به هيچ كدام از كساني كه به عنوان ليست ائتلاف اصلاح طلبان كانديدا شده اند ، وجود ندارد لطفن مشخص كنيد كه چرا  " شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که اصلاح طلب بمانند"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 14:59  توسط محمد ناظری  | 

متن زیر جوابیه حسین صادقی (فقط شباهت اسمی است. هیچ نسبتی با من ندارد) است برپست قبلی کافه. کافه همچنان منتظر نظرات شماست و باب این بحث تا اطلاع ثانوی باز است.

--------------------------------------------------------------------------------

من هم دوست دارم  رأي بدهم !

دوست عزيز من هم به عنوان يك شهروند دوست دارم در سرنوشت سياسي كشوري كه در آن زندگي مي كنم شركت داشته باشم ،و چه بهتر كه اين مشاركت به مدرن ترين و زيباترين شكل آن يعني انتخاب باشد . امّا  ..... امّا  چه كنم كه نمي توانم مرغ بريان پلاستيكي (!) را گاز بزنم ، هرچند كه از گرسنگي رو به موت باشم . چرا كه نه تنها گرسنگي من را رفع نمي كند كه موجب مسموميت نيز مي شود ! من برگزاري انتخابات به اين سبك و سياق را توهين به خودو شعور خود مي دانم . بگذريم از شرايط نااميد كننده و اينكه در شهر من اصلاً اصلاح طلبان ليستي ندارند !

اما برسيم به بحث خودمان . مواردي چند كه در يادداشت شما به ذهنم رسيد به قرار زير است :

"بسيج اجتماعي مستلزم آن است كه مردم از اصلاح طلبان خيري ديده باشند ."

 دوست عزيز اگر پس از طي دورة چهار ساله مجلس هشتم ، كساني كه با رأي خود ، نمايندگان اصلاح طلب را راهي مجلس مي كنند ، شاهد اقدامي مؤثر يا اعتراضي در خور توجه نباشند ، شك نكنيد نه اصلاحات خيري مي بيند و نه افرادي كه در انتخابات شركت نموده اند . نيز احتمال آن مي رود براي انتخابات رياست جمهوري دورة آينده همين ميزان رأي هم از دست برود .

2 – دقت بفرمائيد محتواي پاراگراف دو(درمتن آقای گنجی) اين است كه نمايندگان اصلاح طلب نمي توانند برنامه اي (فارغ از ريز يا درشت بودن ) به تصويب برسانند ، كه اگر هم برسانند اجرایي شدن آن بحث ديگريست . نگاهي به نحوه اجراي مصوبات مجلس در دورة اصلاحات مؤيد اين مطلب است .

ولو اينكه اقليت مجلس آتي پتانسيل تنظيم برنامه هاي علمي ، منطقي و عملي را براي اصلاح امور جاري داشته باشد ، سدهاي قانوني و غير قانوني براي تصويب و اجراي آنها بر كسي پوشيده نيست . محور دوم كه به نظرم جمع اضداد است : "مقابله با تجدد و دفاع از انديشه هاي امام" (!). حال اگر اسم اين سياست ورزي است به قول شما" بحث ديگريست" و محور سوم هم كه كمترين شانس را دارد . اقليت كه هيچ،اگر اكثريت مجلس هم اصلاح طلب باشند ، آنچه چشم افكار عمومي جهان ، از دريچه رسانه هايشان مي بيند( يا رسانه ها نشان آنها مي دهند!) ، تريبون رهبري و رياست جمهوري است و البته فعل تندروها.رسانه خارجي و به تبع افكار عمومي بين الملل ، تحصن مجلس ششم را نمي بيند،ولي چاپ تمبر

 بين المللي « عماد مغينه » را چرا !؟ اين عدم موفقيت در بهبود وجه ايراني ، تجربة خود بنده است در دورة اصلاحات ( كه دولت هم دست اصلاحات بود ) آن هم در كشوري كه شريك تجاري نسبتاً بزرگي براي ايران است .

"اینکه چه متغیر هایی تغییر کرده است کاملا روشن است، اول اینکه ترکیب نیروهای رقیب تغییر کرده است ."

"ترکیب نیروهای راستی که وارد مجلس هشتم خواهند شد بسیار متنوع تر از مجلس هفتم خواهد بود و افراد میانه رو تری از میان آن ها به مجلس خواهند رسید. کسانی که بیشترین واگرایی را نسیت به دولت داشته باشند از شانس بیشتری برخوردارند. داستان شوراها را از یاد نبریم و میان راست میانه رو و راست بنیادگرا فرق بگذاریم."

جالب است،در شرایطی که شما روی خود اصلاح طلبانی که وارد مجلس میشوند هم نمی توانبد حساب کنید که "اصلاح طلب بمانند" (!)و شجاعانه از موضع خود و کسانی که به ایشان اعتماد کرده و رای داده انددفاع کنند،چطور روی اصولگرایانی حساب میکنید که اگر در مسائل اقتصادی و روابط خارجی(آن هم کم و بیش)اختلافاتی بینشان هست،لا اقل روی یک مسئله مشترکند،آن هم عدم پایبندی به آزادی،دموکراسی و حقوق بشراست. به اين معنا كه اگر براي بخشي از نيروهاي اصلاح طلب اين ها دغدغه و لااقل در الويت چندم هستند ، براي طيف اصولگرا اصلاً الويتي ندارند.البته مراد معنای راستین این کلمات است و الا در نظر اصولگرايان هم اين انتخابات آزادترين انتخابات در سرتاسر كرة خاكيست (!) و هم نظام مقدس جمهوري اسلامي ، تنها حكومتیست كه اصول دموكراسي و حقوق بشر را در سايه الطاف الهي،قوانين متعالي اسلام و رهبري فرزانه اش آيت ا... خامنه اي رعايت مي كند . در ثاني دسته بندي كردن نامزدهاي اصولگرا كار ساده لوحانه اي به نظر مي رسد . در شرايطي كه نه نفر از ليست هاي جبهة متحد اصولگرايي و ائتلاف فراگير اصولگرايان ( شانس هاي اصلي جناح راست براي ورود به مجلس ) مشتركند و مضاف بر آن، فشار از جانب جبهة متحد اصولگرايي ( طرفداران دولت نيروي غالب آن هستند ) براي استعفاي اين نه نفر از ليست ائتلاف فراگير و ديگر اصول گرايان مستقل مستقل به نفع اين ليست در حال افزايش است .(کما اینکه ده نفر از آنان به نفع جبهه متحداز شرکت در انتخابات کناره گیری کردند)

"اگر کسی قرار است برای رسیدن به خواسته هایش صبر به خرج بدهد و کمی گذشت داشته باشد این مردم کوچه و بازار نیستند بلکه نخبگان و روشنفکرانند."

توجه بفرمائيد كه اين نخبگان و روشنفكران بودند كه صبر ، بردباري و همراهي بيشتري با اصلاحات داشتند و مدت بيشتري با اصلاحات ماندند والا مردم عادي-کوچه و بازار به قول شما- كه مدتها پيش قطع اميد كردند . حال ببينيد فضا چقدر سرد و مایوس  كننده است كه بسياري از همين نخبگان و روشنفكران ،به همراه تعداد زيادي از فعالين اجتماعي در صف تحريم ( عدم مشاركت ) قرار گرفته اند . لابد آنها هم مثل مردم عادي "خيري از مردم عادي نديده اند ."

 

"نتيجه..."

آن گروه 30 درصدي ( اگر 30 درصد باشند! ) كه مردم هميشه در صحنه اند و معلوم الحال و اكثر افراد اين گروه را شما نه از ملت ، كه از حاكميت حساب كنيد . چرا كه به لحاظ ايدئولوژيكي و منافع اقتصادي با حاكميت هم پوشاني دارند. لذا اصراري به همراهي اين گروه نيست . در ضمن من ، بر عكس شما ،چنين نمي انديشم كه تحريم در مقطع كنوني تلاش چندان زيادي طلب كند . به مدد عملكرد درخشان (!) حاكميت در چند ساله اخير و فضاي نااميدي حاكم بر جامعه اين اتفاق نه يك كار برنامه ريزي شده يا تاكتيك كه يك عكس العمل اجتناب ناپذير از سوي مردم است .

پ . ن : اين كه تحريم ( عدم مشاركت ) منتج به چه نتيجه اي مي شود ، بسته به ميزان هوشياري و رفتار ردةهای بالاي حاكميت است .

در صورت خردورزي و سياست مداري تصميم گيرندگان اصلي حاكميت آثارش مي تواند در انتخابات آينده رياست جمهوري متبلور شود، كه تا آن زمان شايد ما نيز هوشيارتر ، يا برنامه تر و يا با زباني درازتر (!) بتوانيم ظاهر شويم و در غير اينصورت (یعني رفتار غير منطقي حاكميت ) هر دو مي دانيم تحريم انتخابات به كدام سمت مي رود و صداي آرامش پيش از طوفان براي ما آشناست . افسوس كه به قول دوستی: "جلوي برخي اتفاقات را نمي توان گرفت ."

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 22:53  توسط کمال صادقی  | 

انتخابات مجلس هشتم که تا چند روز دیگر برگزار می شود و نتایج آن هم تا حدود زیادی قابل پیش بینی است یکی از بدترین انتخاباتی بوده است که تجربه کرده ام. یک باخت پیش از شروع بازی. نه باخت به رقیب که باختن به خود. به ندانم کاری ها، بی برنامگی ها و نداشتن تشکیلات منسجم و کارآمد. در این میان گروهی از نیروهای اصلاح طلب ( عنوان نیرو را با کمی اغماض در مورد این افراد به کار می برم) که در اهداف با دیگر اصلاح طلبان دارای اشتراکات بسیارند در روش های خود راهی به جز شرکت در انتخابات را پیش رو گرفته اند؛ عدم شرکت. می گویم عدم شرکت و نه تحریم چرا که نه تنها این دوستان که تمامی اصلاح طلبان هم از سازمان دهی یک تحریم گسترده به عنوان یک نافرمانی مدنی عاجزند، چرا که تحریم انتخابات به تلاشی چند برابر شرکت در انتخابات احتیاج دارد و البته به صرف هزینه هایی چندین برابر. در اینکه پس از اینکه در انتخابات شرکت نکردیم چه کنیم بحث های زیادی است. این افراد راه هایی را هم پیشنهاد می دهند که در شرایط کنونی فرصت تحلیل آن ها نیست و شاید در فرصت دیگر به آن ها بپردازم. اما در شرایط کنونی می خواهم به بررسی دلایل عدم شرکت این افراد در انتخابات بپردازم. در این میان متنی را برای بررسی انتخاب کرده ام که یکی از همین دوستان انفعال طلب برایم فرستاده. متنی به قلم آقای اکبر گنجی. کسی که در صداقت گفتارش و در پایمردیش برای رسیدن به آرمان هایش شکی ندارم  اما در استراتژی هایش با او موافق نیستم.

آقای گنجی در ابتدا پرسشی بنیادی را مطرح کرده است:

مدافعان ‏آزادي، دموکراسي، حقوق بشر، برابري و اصلاحات مسالمت آميز، به چه دليل يا دلائلي بايد در انتخابات شرکت کنند و ‏مردم را هم به شرکت در انتخابات دعوت نمايند؟ آيا شرکت در انتخابات براي فرستادن عده اي به مجلس است تا يک اقليت ‏در برابر اکثريت مجلس آينده تشکيل دهند؟ اين اقليت قرار است چه کند که براي فرستادن آنها به مجلس مردم بايد در "شبه ‏انتخابات تقلبي سلطاني" شرکت کنند؟

و در ادامه هم نکاتی را به این پرسش افزوده که راهی به سوی پاسخی درخور باز کند:

1.مجلس دو وظيفه ي مهم بر دوش دارد.اول قانون گذاري. دوم نظارت بر ديگر قوا. اقليت اصلاح طلب مجلس آينده ‏امکاني براي عملي کردن اين دو وظيفه ي قانوني ندارد.

نکته ای که شاید تا حد زیادی درست باشد اما نه به طور کامل. مسلما آقای گنجی از ترکیب نیروهای سیاسی کشور بی اطلاع نیست. پس این ساده انگاری برای چیست؟ تقسیم کل نیروهای سیاسی به دو گروه عمده اصلاح طلب و اصولگرا یا بنیاد گرا ساده کردن بیش از اندازه صورت مساله است. اولا در میان نیروهای اصولگرایان طیف های مختلفی قابل شناسایی است که تا حد زیادی خود را در لیست های رنگارنگ این جناح نشان می دهد. مسلما نمی توان اصولگرایان نوگراتری مانند قالیباف را با موتلفه و موتلفه را با بنیادگرایان تندروی مثل احمدی نژاد به یک چوب راند. در میان اصلاح طلبان هم وضعیت بهتری وجود ندارد. مسلما آقای گنجی بهتر از هر کسی می دانند که بخش عمده ای از نیروهای اصلاح طلب برای آزادی، دموکراسی ، حقوق بشر ، برابری و اصلاحات مسالمت آمیز مبارزه نمی کنند یا اینها اولویت اصلیشان نیست یا حداقل حاضر نیستند هزینه های شخصی بالایی برای این آرمان ها بدهند. این ترکیب از نیروهای اصلاح طلب چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. چیزی است برآمده از متن جامعه . مسلما با اهداف اشاره شده در بالا نه تنها اقلیتی از اصلاح طلبان که حتی یک اکثریت مطلق از اصلاح طلبان هم در شرایط فعلی نمی توانند کار بزرگی انجام بدهند. همان طور که خود آقای گنجی هم معترفند رسیدن به این اهداف نیازمند توان بسیج اجتماعی است. ولی بسیج اجتماعی با گفتن از محسنات دموکراسی و آزادی محقق نمی شود. بسیج اجتماعی مستلزم آن است که مردم از اصلاح طلبان خیری دیده باشند. وقتی بنا به دموکراسی باشد در درجه اول بایستی به خواسته های اکثریت جامعه به چشم اولویت نگریست و در درجه دوم ارزش هایی چون آزادی و برابری را به گونه ای تعریف کرد که نیاز های بخش بزرگتری از مردم را پوشش دهد.

2.وقتي يک حزب يا يک فرد داوطلب نمايندگي مجلس مي شود، برنامه اي را به مردم ارائه مي کند و به آنها مي گويد اگر ‏به ما رأي دهيد، اين برنامه را تصويب و عملي خواهيم کرد. اصلاح طلبان هيچ برنامه اي براي مجلس آينده به مردم ارائه ‏نکرده اند و هيچ وعده ي عملي مشخصي هم به مردم نداده اند. فرض کنيم سياست و فرهنگ و اجتماع و علم و آموزش از ‏نظر مردم فاقد اهميت باشند و آنها فقط به مسائل اقتصادي بينديشند و رفع مشکلات اقتصادي مسأله ي اصلي آنها باشد. آيا ‏کانديداهاي فعلي اصلاح طلبان مي توانند به مردم وعده دهند اگر به ما رأي دهيد و ما به مجلس راه يابيم : تورم را کنترل و ‏کاهش خواهيم داد، بيکاري فزاينده را کنترل و سالانه فلان درصد شغل ايجاد خواهيم کرد، با فقر و نابرابري شديد موجود ‏از طريق تصويب اين برنامه ها مبارزه خواهيم کرد، قدرت مطلقه ي دولت را با خارج کردن نفت از چنگ اش و سپردن ‏آن به مردم، کاهش خواهيم داد، حجم نقدينگي را فلان درصد کاهش خواهيم داد و غيره. نمايندگان اصلاح طلب برنامه اي ‏براي اين مشکلات ندارند، يا اگر هم داشته باشند، به مردم ارائه نکرده اند. دليل امر روشن است : امکان تصويب هيچ ‏برنامه اي توسط اصلاح طلبان در مجلس وجود ندارد، هيچ وعده اي را نمي توان عملي کرد.

اصلاح طلبان سه محور اصلی برای برنامه های خود اعلام کرده اند:

1-      کنترل گرانی و ایجاد رونق اقتصادی

2-      مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام

3-      احیاء منزلت و کرامت ایرانیان در عرصه بین المل

اینکه این اهداف تا چه حد قابل دستیابی است بحث دیگری است. اینکه چرا برنامه ها به صورت خرد و آماری ارائه نشده هم به همچنین . اما به واقع از گروهی که قرار است اقلیت مجلس را در اختیار بگیرد چه توقعی می توان داشت؟

3.اصلاح طلبان گفته اند مي خواهند "يک اقليت قدرتمند و موثر" در مجلس هشتم داشته باشند. اقليت اصلاح طلب مجلس ‏سلطاني هفتم نه قدرتمند بود و نه موثر. تغيير چه متغيرهايي باعث شده است که اقليت اصلاح طلب مجلس هشتم به "يک ‏اقليت قدرتمند و موثر" تبديل شود؟ آيا کانديداهاي اصلاح طلبي که قرار است به مجلس آينده راه يابند، از جهت خاصي بر ‏نمايندگان اصلاح طلب مجلس هفتم برتري دارند؟

‎ ‎4.در پرتو مقدمات ياد شده بايد به يک پرسش پاسخ گفت: مردم به چه دليل يا دلايلي بايد در "شبه انتخابات تقلبي سلطاني" ‏شرکت کنند؟ به نظر برخي از اصلاح طلبان، بايد از مجلس به عنوان يک "تريبون" براي طرح نظرات اصلاح طلبان ‏استفاده کرد. راديکال ترين گروه اصلاح طلب براي توجيه شرکت مردم در انتخابات گفته است : بايد در انتخابات شرکت ‏کرد تا برخلاف خواست اقتدارگرايان(يعني خواست سلطان)، "مجلسي يکدست و يک صدا" شکل نگيرد. ورود نمايندگان ‏اصلاح طلب به مجلس، مجلس را چند صدايي خواهد کرد. فرض کنيم مجلس تريبون طرح نظرات اصلاح طلبان باشد. ‏فرض کنيم مردم بايد به عده اي رأي دهند تا به مجلس رفته و نظرات اصلاح طلبان را از تريبون مجلس به اطلاع همگان ‏برسانند. اما عملي کردن اين خواست متکي بر دو پيش شرط است:‏

الف- وجود برنامه هاي مدون سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، قضايي، نظامي اصلاح طلبانه.‏
ب- وجود نمايندگاني که حاضر باشند در مجلس به عنوان صدايي در برابر صداي سلطان عمل کنند. يعني بايد نمايندگاني ‏آگاه و شجاع وجود داشته باشد که حاضر باشند اين پروژه را دنبال کنند. آري اگر نمايندگان اصلاح طلب و شجاعي وجود ‏داشته باشند که حاضر باشند در مقابل صداي سلطان صدايي حق طلبانه بر آورند، مجلس چند صدايي خواهد شد. آيا چنين ‏افرادي در ميان کانديداهاي اصلاح طلبان وجود دارند؟

اینکه چه متغیر هایی تغییر کرده است کاملا روشن است، اول اینکه ترکیب نیروهای رقیب تغییر کرده است.و دوم اینکه اصلاح طلبان به صورت ائتلافی واحد وارد عرصه شده اند. ترکیب نیروهای راستی که وارد مجلس هشتم خواهند شد بسیار متنوع تر از مجلس هفتم خواهد بود و افراد میانه رو تری از میان آن ها به مجلس خواهند رسید. کسانی که بیشترین واگرایی را نسیت به دولت داشته باشند از شانس بیشتری برخوردارند. داستان شوراها را از یاد نبریم و میان راست میانه رو و راست بنیادگرا فرق بگذاریم. در میان اصلاح طلب ها هم داستان به گونه ای دیگر است. در مجلس هفتم اصلاح طلب ها شرکت نکردند و به نوعی دست به تحریم زدند. اندک تعدادی از آن ها هم که وارد مجلس شدند به صورت مستقل و بی برنامه بود. اما در این انتخابات ایجاد اقلیتی سازمان یافته که در کنار مستقل ها و بخشی از راست ای منتقد دولت بتوانند حداقل جلوی بخشی از ترکتازی های دولت را بگیرند چیز دور از ذهنی نخواهد بود.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که دوران اصلاحات پس از دوم خرداد به پایان رسیده است. در برهه ای فرصتی به دست نیروهای اصلاح طلب افتاد تا برنامه های اصلاح طلبانه خود را اجرا کنند. اینکه موفق بودند یا نه بحث دیگری است. ولی امروز برای ایجاد موقعیت مشابه مجددی باید به سختی تلاش کرد . برنامه بلند مدت داشت. سرمایه های اجتماعی را تجدید کرد و با حرکت آرام و رو به جلو به سمت بازپس گیری قدرت حرکت کرد. کمتر از دو سال تا انتخابات ریاست جمهوری بعدی فرصت هست. به دست آوردن حداقلی از مجلس و حرکتی هوشیارانه به سمت ریاست جمهوری، به دست گرفتن دولت با تمرکز بر برنامه های اقتصادی و توجه به توده های مردم، بازیابی سرمایه های اجتماعی ، به دست گرفتن اکثریت مجلس نهم و تشکیل دولتی که بتواند برنامه های اصلاح طلبانه مورد نظر دوستان را به اجرا بگذارد در سال 92 کوتاه مدت ترین برنامه ای است که می توان به آن چشم داشت اگر سخت تلاش کنیم ، مایوس نشویم و به یاد داشته باشیم اگر کسی قرار است برای رسیدن به خواسته هایش صبر به خرج بدهد و کمی گذشت داشته باشد این مردم کوچه و بازار نیستند بلکه نخبگان و روشنفکرانند. دو راه بیشتر پیش رو نیست. کار حداکثری برای اهداف حداقلی یا خیالپردازی حداکثری برای اهداف حداکثری.

نتيجه: شرکت در انتخابات و فرستادن کانديداهاي فعلي اصلاح طلبان به مجلس، مانع تشکيل "مجلسي يکدست و يک صدا" ‏نخواهد شد. "تحريم انتخابات شبه تقلبي سلطاني"، صدايي است در برابر صداي سلطان که بدنبال شرکت گسترده ي مردم ‏در فريضه جهاد دشمن کوب خويش است. به جاي بيعت با سلطان، بايد به سلطان گفت: "نه".

البته از نظر این دوستان راه سومی هم وجود دارد که من آن را همان خیالپردازی حداکثری می دانم. نه گفتن به حاکمیت با تحریم انتخابات و فراتر از آن با نافرمانی مدنی. بد نیست آقای گنجی و یا دیگر دوستان موافق با نظرات ایشان در کنار سوالاتی که مطرح می کنند به چند سوال هم پاسخ دهند:

1-      تحریم در انتخابات چه تاثیری به جز رای آوردن بنیادگراها دارد. آیا آن گروه 30 درصدی از جامعه که از وضع موجود راضیند و در هر انتخاباتی شرکت می کنند و رایشان را به اصولگرایان می دهند می توانید راضی به تحریم کنید؟

2-      آنچه مسلم است تحریم انتخابات و یا صورت های دیگر نافرمانی مدنی به سازماندهی بیشتری نسبت به شرکت در انتخابات احتیاج دارد. آیا توان این بسیج عمومی را در خود می بینید. یک واقعیت را بد نیست بپذیرید. بخشی از جامعه جمهوری اسلامی را قبول ندارند و در انتخابات هم شرکت نمی کنند. اگر بگویید شرکت نکنید برایتان هورا می کشند و اگر بگویید شرکت کنید شما را خودفروخته می خوانند. جز این است؟

3-      وقتی مردم به سختی حاضر می شوند برای حداقلی از منافعشان پای صندوق بروند و بدون هیچ هزینه ای کاری را انجام دهند شما چه طور می خواهید ان ها را راضی کنید که برای منافعی کاملا نامعلوم هزینه ی سنگین نافرمانی مدنی را متقبل شوند؟

پ ن: حرف های بسیار دیگری برای گفتن وجود دارد. انتقادات بسیاری نسبت به اصلاح طلبانی به جهت نوع مواجهه شان با انتخابات که می گذارم برای بعد از انتخابات.

پ ن 2 : کافه ژورنال نظرات کوتاه شما را در بخش نظرات پذیراست . مطالب طولانیتان را هم میل کنید تا در کافه منتشر شود.kamalsadeghi_63@yahoo.com  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:25  توسط کمال صادقی  | 

از طرف جمعی از وبلاگ نویسان ده بهمن به عنوان روز حمایت از دانشجویان زندانی اعلام شده است. نتیجه؟ نمی دانم. ولی حداقل فایدش اینکه شاید خودمان یادمان بیاید چه خبر است. بد ندیدم لیست اسامی این دانشجوبیان را جهت یادآوری اینجا بیاورم. ضمنا می توانید به وبلاگ شخصی من (کمال صادقی) بروید. نوشته ای گذاشته ام که شاید بی مناسبت نباشد.

احمد قصابان( پلی تکنیک ) ـ مجید توکلی ( پلی تکنیک ) ـ احسان منصوری ( پلی تکنیک) آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- (عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)-  یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی  (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬  سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)-عابد توانچه (پلی تکنیک)-سروش دشتستانی-امین قضائی-بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)-آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)-مرتضی خدمتلو-محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)-بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)-بهزاد باقری( دانشگاه تهران)-سروش ثابت (دانشگاه شریف)-مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)-مصطفی شیروانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 1:26  توسط کمال صادقی  |